می خواستم اسمش رو بذارم کفش، بیان نذاشت. گفت باید پول بدی. من هم در جوابش سطح توقعاتم رو پایین آوردم و به دمپایی رضایت دادم. پولمم گذاشتم جیبم که بیان دلش بسوزه. :در حال در آوردن زبان برای یک سامانه الکترونیکی:
می خواستم اسمش رو بذارم کفش، بیان نذاشت. گفت باید پول بدی. من هم در جوابش سطح توقعاتم رو پایین آوردم و به دمپایی رضایت دادم. پولمم گذاشتم جیبم که بیان دلش بسوزه. :در حال در آوردن زبان برای یک سامانه الکترونیکی: